تولدیک شروع تازه ومرگ یک مقصداست.
امازندگی سفری است که تاهمیشه امتداد دارد.
سفری است از کودکی به پختگی
سفری است از جوانی تاپیری
سفری است از معصومیت تاخودآگاهی
سفری است ازنادانی به دانایی وفرهیختگی
سفری است از ضعف مطلق تا قدرت برتر
سفری است از سلامتی تا ناتوانی
سفری است از پریشان حالی تا فداکاری و ایثار
سفری است از تنهایی به عشق
سفری است از رنج و اندوه تادلسوزی وهمدردی
سفری است از ترس تا ایمان
درسفر زندگی خوب است پابه پای جریان آن گام برداریم..
تقاضا برای چیزی کمتر از خدا به نظر بچهگانه میرسد.
هنگام دعا که رو به خدا میکنم هرگزنمیتوانم از او چیزهای دنیایی یاآسایش بخواهم.
زیرا در آن لحظات هیچ چیزبرتروبالاتر از عشق اونیست.
پس از خدا میخواهم که خودش را به من بدهد.
وقتی که او ازآن من است آنچه دارد به من تعلق میگیرد.
پس دیگر بینیاز هستم!..
پایدارترین روابط من رابطهام با خویشتن است.روابط دیگر میآیندومیروند.حتی ازدواجهایی که تا زمان مرگ پایدار میمانند.سرانجام به پایان میرسند.تنها فردی کهمیتوانم همیشه با او باشم خودم هستم.
بنابراین این رابطه چگونه است؟
آیا وقتی صبح از خواب بیدار میشوم از دیدن خودم خوشحال و مسرور میگردم؟
آیا من فردی هستم که دوست دارم با او باشم؟
آیا من از افکار خودم لذت میبرم؟
آیا من جسمم را دوست دارم؟
من درک کردهام همین که دعاهای از سر شوقمان ابراز میشود.
لازم است از آنها درگذریم ودر پاسخگویی به آنها به قدرت خداوند اعتماد کنیم.
او نیازهای ما را در تمام اوقات میداند و فقط منتظر درخواست ماست تا یاریمان دهد.
او تمام تواناییها را دارد تا دعاها را مستجاب کند.
وقتی که ما خواستی صادقانه تقاضا کنیم بدون شک به دست خواهیم آورد.
دعا کنید چنان که همه چیز به خدا بستگی دارد.
وکار کنید چنان که همه چیز به انسان بستگی دارد.
ای خدای من!
اکنون این منم که از سرطاعتگزاری به درگاه تو آمدهام.
فرمودهای که:دعا کنم وتورا بخوانم و از تو بخواهم.
اطاعت کردم.وعده اجابت دادهای آنجا که میگویی:
«بخوانیدمرا تا اجابت کنم شما را»
درحالی که وفای وعدهات را میطلبم,به نزد تو آمدهام,وانتظار اجابت تورا دارم..