کسی که میکوشد از یک مشکل فرار کنددیر یا زود گرفتار مشکل بزرگتری میشود.
این قانون زندگی است!
هیچ مشکلی بدون هدف نصیب ما نمیشود.
هرمشکل یک استاد است.
هر دشواری درسی را که نیاز داریم بیاموزیم به ما میآموزد.
در حقیقت پیش از آنکه مشکل بر ما نازل شود توان مقابله با آن به ما داده شده است.
هیچ مشکلی بیش از توان تحمل ما نیست.
گدای نابینایی در کوچهای عبور میکردسگی به او حمله کردوهمچون شیری که به شکار حمله میکندلباس او را پاره پاره کرد و خواست او را بدرد.
نابینا به او گفت:تو شیر شکارچیها هستی باید در بیابان به شکار حمله کنی نه به من عاجز, یاران تو در صحرا به گورخر حمله میکنند ولی تو به یک نابینا حمله میکنی:آری تو براثر نبودن تربیت به جای گور,کور میگیری ولی سگهای تربیت شده برای شکاربه کور عاجز کاری ندارند
پس ای برادر!غافل نباش
سگ نفس خودراتربیت کن تادر راستای حلال خدا گام بردارد نه آنکه به آزار بینوایان بپردازد
داستانهای مثنوی
اشکال کار ما این است
که ما همیشه انسانهای موفق را به خاطر پیروزیهایشان به خاطر میآوریم.
نه شکستهایشان
ما ادیسون را به خاطر آن یک لامپ برقی که اختراع کرد به خاطر میآوریم.
نه به خاطر آن هزاران لامپی که سوخت و نتیجه نداد.
************************************
اگر در اولین قدم موفقیت نصیب ما میشد سعی و تلاش دیگر معنی نداشت
موریس مترلینگ
معشوقی به عاشق خود گفت:
توبه سفرهایی رفتهای و شهرهای زیاد دیدهای
کدام شهر زیباتر و بهتر است؟
عاشق گفت:آن شهری که معشوق انسان در آن سکونت دارد.
هر جا که معشوق ما آنجاست,گرچه به قدر سوراخ سوزن باشد,صحرا است.
وگر چه ته چاه باشد بهشت است.مثل یوسف که در درون چاه بود.
معشوق اگر در دوزخ باشد آنجا بهشت است.
اگر در زندان باشد آنجا گلستان است .
به طور کلی هر کجا تو(معشوق)با من باشی دلم شاد است.
هر چند در دل گور باشم
خداوند به حضرت موسی(ع)وحی کرد که:
با دهانی پاک که با آن گناه نکردهای دعا کن ومرا بخوان!
موسی(ع)عرض کرد:چنین دهانی ندارم!
خداوند فرمود:تو که به وسیله دهان دیگران دعا نکردهای
با دهان دیگران مرا بخوان
یعنی با مردم به گونهای رفتار کن تا آنها شب و روز تو را دعا کنند
و یا اینکه دهان خود را پاک کن تا روح وقلبت نیز پاک شود
آنگاه دعا کن