تــــــــرقـــی

تــــــــرقـــی

آغاز یک تغییر/گامی به سوی پیشرفت
تــــــــرقـــی

تــــــــرقـــی

آغاز یک تغییر/گامی به سوی پیشرفت

تسلیت



دلم پر مى ‏زند امشب براى حضرت باقر


که گویم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر


ندیده دیده ى گیتى به علم و دانش و تقوا


کسى را برتر و اعلم به جاى حضرت باقر

__________________________
________________
__________
__



بلند شو





ممکن است احساس کنید که در زندگی به زمین خورده‌اید.


ممکن است احساس کنید با شما برخورد غیر منصفانه کرده‌اند.


اما هر کاری می‌کنید از روی زمین برخیزید.


گردو غبار را ازلباستان بتکانید.


اگر کسی را پیدا نمی‌کنید که شما را تشویق کند.


بیاموزید که شخصا خودتان را تشویق کنید.


اگر می‌خواهید درها به رویتان باز شوند.


باید به خودتان بیایید و تکانی بخورید.


بار دیگر ایمانتان را تقویت کنید.


هر روز صبح از خواب برخیزید و آرزو کنید اتفاقات خوشایند برایتان بیفتد.


و فراموش نکنید که خداوند در جانب شماست



شروعی تازه





وقتی دری بسته شد


خداوند در دیگری می‌گشاید...


و اگر همه درها بسته شوند


پنجره ها گشوده می‌شوند....


باید همیشه به فکر شروع تازه باشید


آیا می‌دانید این اتفاق جدید چه موقع می‌افتد؟


درست در لحظه‌ای می‌افتد که به پشت سرتان نگاه نکنید.


((اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش برمی‌گشت


 هیچگاه یک پرنسس نمی‌شد!!!!))


این اتفاق وقتی می‌افتد


 که به خاطر حوادث گذشته ماتم نگیرید و سوگواری نکنید.



راهی برای رسیدن به آرامش

یک پیرمرد باز نشسته خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید.


یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش بود


.تا اینکه مدرسه ها باز شد.


در اولین روز مدرسه


 پس از تعطیلی کلاس ها سه پسر بچه در خیابان راه افتادند 


 ودر حالیکه بلند بلند  با هم حرف میزدند 


 هر چیزی که در خیابان  افتاده بود را شوت میکردند.


 و سرو صدای زیادی راه می انداختند .


این کار هر روز تکرار می‌شد و آسایش پیرمرد مختل شده بود.


این بود که تصمیم گرفت کاری کند.


روز بعد که مدرسه تعطیل شد دنبال بچه ها رفت و به آنها گفت: 


شما خیلی بامزه هستید


 و من از اینکه  میبینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم 


من  هم که به سن شما بودم همین کار را میکردم


حالا میخواهم لطفی در حق من بکنید


من روزی 1000 تومن به هر کدامتان میدهم که اینجا بیایید


 و این کارها را بکنید


 بچه ها خوشحال شدند و به کارشان ادامه دادند


.تا اینکه چند روز بعد پیرمرد به سراغشان آمد و گفت:


ببینید بچه ها متاسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگیم اشتباه شده


 و نمیتوانم بیشتر از 100تومن به شما بدم از نظر شما اشکالی نداره؟


بچه ها گفتند100تومان؟


اگه فکر میکنی که مابه خاطر روزی 100 تومن


 حاضریم این بطریها رو شوت کنیم


 کور خوندی ما نیستیم.


و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد.



بهتر

اگر در شرایط سختی به سر می‌برید.


مایوس نشوید


روزهای بهتری در پیش است.






خداوند می‌خواهد شما بهتر شوید.


میخواهد آنچه را که گم کرده‌اید به دست آورید..


.می‌خواهد از آنچه دارید به شما بیشتر بدهد


.هر چه بیشتر به خداوند اعتماد کنید


به انسان بهتری تبدیل می‌گردید.


او افقهای شما را بسط می‌دهد.


و شما می‌توانید به انسان بهتری تبدیل گرید.