X
تبلیغات
رایتل

لقمان برای زیارت حضرت داود(ع)به دیدار داوود (ع)رفت.


دید او حلقه هایی را که ساخته داخل هم می گذارد


 و به گونه عجیبی آنها را به همدیگر پیوندمی دهد.


لقمان تعجب کرد و خواست از حضرت داوود (ع)سوال کند.


که چه می سازی؟


 



ولی با خود گفت:اگر صبر کنم ,بهتر است


 و انسان در پرتو صبر ,زودتر به مقصود راهنمایی می شود:



باز با خود گفت صبر اولی تر است       صبر با مقصود زودتر رهبر است


لقمان همچنان صبر کرد,تا اینکه دید


 داود  (ع)با آن حلقه ها زرهی بافت و آنرا پیش لقمان پوشید 


و از ایشان سوال پرسید:ای جوان!


آیا این لباس به درد جبهه می خورد 


و می توان زخم دشمن را دفع کند ؟؟


لقمان گفت:این زره ,لباس نیکویی برای جنگ است


ولی صبر و استقامت نیز,یار خوب و پناه و زداینده هر اندوه است:


گفت:لقمان :صبر نیکو دمی است       کو پناه و دافع هر جا غمی است


صد هزاران کیمیا حق آفرید             کیمیایی همچو صبر,آدم ندید


صبر,گنج است ای برادر صبر کن      تا شفا یابی تو زین رنج کهن